آنتونى شرلى ( مترجم : آوانس )

136

سفرنامه برادران شرلى ( فارسى )

آدمى فرستاديم و جواب او در بين راه به ما رسيد . سفير بدون هيچ تعارفى گفته بود كه بيايند . خلاصه به خانه او رفته داخل اطاق شديم و ديديم كه سفير بر روى صندلى پاهاى خود را جمع كرده ، به‌طرز ايرانى دو زانو نشسته بود و به هيچ‌كدام از ماها تعارفى نكرد و حركتى ننمود . سر رابرت شرلى به او سلام داده نزد او در روى صندلى نشست . و لرد كريولاند به توسط مترجم و به‌طور اختصار سبب سر رابرت شرلى و آمدن ما را به او اظهار داشت ولى به هيچ‌وجه از رتبهء خود اطلاع نداد . من سبقت جسته به مترجم سفير جديد درجات و شؤونات لرد كريولاند را به او فهماندم . آن‌وقت سفير پاهاى جمع كردهء خود را از صندلى پايين انداخته و جزيى تعارفى به او نمود . بعد از اين سر رابرت شرلى اعتبارنامه‌هاى خود را باز كرده برحسب رسم معمول ايرانيان آن را اول بر روى چشم خود گذاشت بعد به پيشانى خود برد و بعد بوسيده تقديم سفير كرد كه او هم به همان قسم آن را احترام نمايد . ولى او دفعتا از روى صندلى خود برخواسته [ برخاسته ] به سمت سر رابرت شرلى پيش رفت و كاغذها را ربوده پاره‌پاره كرد و سيلى سختى به صورت او زد . لرد كريولاند به ميان آنها افتاد كه نگذارد زد و خوردى واقع بشود . در اين اثناء پسر سفير ايرانى به سمت سر رابرت شرلى حمله برده و دو سيلى ديگر زده به زمين انداخت . يكى از پيشخدمت‌هاى پادشاه و لرد كريولاند كه به او نزديك بودند او را گرفته عقب كشيدند . در صورتىكه ماها دست به شمشير برديم ولى نكشيديم به واسطهء اين‌كه هيچ‌كدام از ايرانيها شمشير يا